تاریخ انتشار:۲۱ بهم ۱۳۹۵در ۲:۴۷ ب٫ظ کد خبر:14040

گفتگوی مکران با مهدی میرابی چهره ادبی هرمزگان

به گزارش مکران ، مهدی میرابی چهره ادبی هرمزگان، یکی از سه داور ((جایزه ادبی داستان کوتاه)) است که موسسه نگهبانان جلگه ی میناب دارد آن را برگزار می کند. همین امر بهانه ای شد تا در این خصوص گفتگویی با ایشان داشته باشیم.   آقای میرابی ...

به گزارش مکران ، مهدی میرابی چهره ادبی هرمزگان، یکی از سه داور ((جایزه ادبی داستان کوتاه)) است که موسسه نگهبانان جلگه ی میناب دارد آن را برگزار می کند. همین امر بهانه ای شد تا در این خصوص گفتگویی با ایشان داشته باشیم.

 

آقای میرابی به عنوان سوال اول چرا موسسه ی نگهبانان جلگه ی میناب جایزه ی ادبی برگزار می کند؟ دلیل آن چیست؟
هنر و ورزش دو مقوله ای هستند که در کشورهای در حال توسعه کمتر به آن ها اهمیت داده می شود. مدیران دولتی سرمایه گذاری در این دو بخش را به چشم هزینه و هدر رفت درآمد می بینند. از همین رو به جاست برای تقویت و رشد این دو نهاد که در شکل گیری تمدن هم نقش بسزایی دارند از سوی نهادها و بنیادهایی که اداره ی آن ها برعهده ی بخش خصوصی است توجه ویژه ای به آن شود. موسسه ی نگهبانان جلگه ی میناب که با هدف «پیگیری مطالبات آب و مدیریت بحران آب» بنا نهاده شد کارگروه بخش فرهنگی خودش را تکمیل کرد و امسال شاهد اولین سالی هستیم که یک جایزه ی ادبی با موضوع «آب» دارد برگزار می کند.
آیا ورود کردن این موسسه به عرصه ی ورزش و هنر هدف و فعالیت اصلی آن را تحت شعاع قرار نمی دهد؟ پیش از برگزاری این جایزه شاهد مراسمات، بزرگداشت ها و از این قبیل کارهای فرهنگی هم بودیم هر چند به نظر می رسد برگزاری این جایزه با موضوعی که دارد در راستای پیگیری مطالبات آب صورت گرفته است.
اگر آن طور است که شما فکر می کنید چه بهتر اینکه به واسطه ی هنر به مبارزه با کم آبی و بی آبی رفت. هیچ بحرانی در دنیا تا به وجود نیامد گروه های مردمی و دولتی به مبارزه با آن برنخاستند. حزب سبز آلمان که بعدها قدرت سیاسی به دست گرفت برای حفاظت از محیط زیست تشکیل شد و بر سر آن کشته داد. در ایران بنیادهای خیریه ای وجود دارد که برای مبارزه با فقر شکل گرفته اند اما در کنار آن فعالیت های فرهنگی هم دارند پس برگزاری این جایزه نه تنها خللی به هدف اصلی آن وارد نمی کند بلکه به هژمونی آن هم می افزاید. برای روشن شدن این مطلب باید این را هم اضافه کنم که در سراسر ایران خیلی از ارگان ها که عموماً دولتی هستند جایزه ی ادبی برگزار می کنند که دائمی نیست و دلیل آن این است که هدف برگزاری نه صرفاً اهمیت دادن به فرهنگ و هنر بلکه برای رسیدن به مقاصد شخصی از این ایده سود می جویند برای آنکه بتوانند توجه مردم و رضایت هنرمندان را به سمت خود بکشانند. این ارگانها برای محبوبیت، جلب رضایت مردم و ابقاء مدیرانش از این حرکت ها انجام می دهند که من نمونه هایش را در سطح کشور سراغ دارم. اما نهادهای خصوصی مثل بنیاد گلشیری یا موسسه ی صادق هدایت از این امر مستثنا هستند آن ها جز ادبیات به چیز دیگری نمی اندیشند همان طور که دغدغه ی اصلی هدایت، گلشیری و امثال آن ها رشد ادبیات و معرفی فرهنگ غنی ایران بود، دغدغه ای که ایران بیش از این ها از حیث رمان و داستان کوتاه از کشورهای صاحب تمدن و صاحب ادبیات عقب نماند. خوشبختانه موسسه ی نگهبانان جلگه ی میناب یک نهاد خصوصی و مردمی است پس در رشد ادبیات و تولید آثار فاخر می تواند مؤثر باشد.

 

آیا می توان از داستان هایی که در جایزه ی ادبی برنده می شوند به عنوان آثار شاخص و ارزشمند نام برد؟
بستگی دارد انتظار شما از یک اثر متعالی تا چه میزان باشد. به طور کلی برگزاری جایزه ی ادبی در کشور ایران نمی تواند شاخص مناسبی برای برتر دانستن اثری باشد که مقام اول تا سوم را کسب می کند. عموماً طیف نویسندگانی که در مسابقه ی جایزه ی ادبی شرکت می کنند جوانان بین بیست تا سی سالی هستند که سخت است بگویم حرفه ای قلم می زنند. گذشته از سطح کیفی و کمی که نویسندگان از کجا می توانند شرکت کنند و به چه میزان استقبال می شود. همیشه سلیقه و رابطه نقش تعیین کننده ای در اعلام نتایج داشته. همین جایزه ی ادبی گلشیری که از آن نام بردم در یک مورد دو سال به علت ناداوری در انتخاب یک رمان تعطیل شد. این جایزه ها بیشتر جنبه ی اهمیت قائل شدن به ادبیات را دارند که در کنار آن از کمیت انبوه به کیفیت محدود برسیم. افراد برگزیده می توانند چهره های نسل آینده ی نویسندگان ایران باشند که با اعتماد به نفس بالایی به راه خودشان ادامه دهند به طور قطع در این میان شاهد آثار تأمل برانگیزی هم خواهیم بود. اما چه بهتر اینکه آثار نویسندگان ما در میان برگزیدگان جایزه ی مَن بوکر و هاینس کریستین اندرسن قرار بگیرند که در دنیا بسیار شناخته شده و معتبر هستند.

 

اشاره به داوری کردید، همیشه نام جایزه ی ادبی که می آید پای داوری آن هم در میان است و حرف و حدیث های زیادی حول آن شکل می گیرد. شما خودتان یکی از سه داور این جایزه ی ادبی هستید ملاک شما در انتخاب آثار برگزیده چیست؟
همیشه داوریِ آثار هنری با شبهه هایی مواجه بوده که البته این هم از خصیصه ها و ذات هنر است که کار را مشکل کرده. اما ملاک اصلی و رسمی داوریِ یک اثر ادبی که در اینجا منظور داستان کوتاه است در وحله ی اول باید این باشد که بتوان آن را با توجه به نظریه های مهم ادبی مورد استناد قرار داد آن وقت است که نقد از ورطه ی سلیقه خارج و با استناد به نظریه های مهم ادبی «عملی و استنباطی» می شود از این رو به واسطه ی چنین نقدهایی آثار متعالی برای عامه ی مردم معرفی می گردد کاری که منتقدین برجسته ی دنیا در نقد ادبی نو آن را انجام می دهند. خوشبختانه در کشور ما دکتر حسین پاینده توانسته این کار را به خوبی انجام دهد. توجه داشته باشید بدون شناخت نظریه های مهم ادبی نمی توان داوریِ درستی از یک اثر ادبی داشت مخصوصاً داوری در مورد آثار مدرن و پست مدرن که نظریه های زیادی در مورد این دو مکتبِ متأخر توسط صاحب نظران برجسته به ثبت رسیده است اما در وحله ی دوم هرچه قدر داستان صناعت مند باشد، از تکنیک ادبی و عناصر داستانی بهره مند باشد، زبان و فرم تازه ای در نحوه ی روایت بکار بگیرد قطعاً دست بالایی در پیشی گرفتن از رقبای خود خواهد داشت.
امسال اولین سالی است که این جایزه ی ادبی برگزار می شود، آیا سال های بعد هم تکرار خواهد شد؟ و گونه های دیگری به بخش مسابقه راه پیدا می کنند؟
این سوال را باید از مدیران موسسه پرسید اما تا آنجا که من اطلاع دارم قرار است هر سال شاهد برگزاری آن باشیم و گونه های دیگری مثل شعر، مقاله و … به آن اضافه شود این که تا چه میزان می تواند موفق شود معلوم نیست اما گویی هدف این موسسه این است که در بلند مدت جایزه در بخش داستان کوتاه خود را به خارج از مرزهای جغرافیایی ببرد تا همه ی مردم فارسی زبان در هر کشوری که زندگی می کنند بتوانند در این مسابقه شرکت کنند.

 

به عنوان سوال آخر، شما خودتان سال هاست داستان می نویسید آیا موضوع و مضمون «آب» می تواند سوژه ی مناسبی باشد که نویسندگان با محوریت از آن بتوانند داستان بلند یا حتی رمان خوب بنویسند؟
فراموش نکنید که تم بسیاری از رمان های بزرگ دنیا فقر، بیکاری و جنگ است پس بحران آب هم مثل سایر بحران های جهانی دیگر که نامی از آن ها بردم می تواند هم برای نویسندگان و هم برای پژوهش گران موضوع مطالعه ی جدید قرار بگیرد هر چند همه ی قاره ها به یک میزان از این بحران رنج می برند و زنگ خطر آن فعلاً در آسیا و آفریقا به صدا درآمده است اما مسئله ی گرم شدن زمین هشداری است که همه ی کشورهای جهان را در برمی گیرد و اگر جلوی آن گرفته نشود بحران بی آبی در آینده به اروپا هم سرایت خواهد کرد. ما که در آسیا قرار داریم دارای کشوری با آب و هوای خشک، نیمه معتدل و مرطوب هستیم پس مشخص بود که زودتر از هر کشور دیگری با این بحران مواجه خواهیم شد وزارت نیرو به خوبی در جریان بود که طی بیست سال اخیر میزان بارندگی در کشور پایین تر از حد مطلوب و شاخص استانداردی است که خودشان تعیین کرده بودند اما با این حال نه تنها کاری صورت ندادند بلکه مجوز حفر هزاران چاه غیر قانونی را هم صادر کردند. اگر مدیران آن وقت کارشکنی نمی کردند امروز زمین از تشنگی دهن باز نمی کرد مسئله ی فرو چاله هایی که ما شاهد آن هستیم تنها مختص میناب نیست در اقسا نقاط کشور چنین وضعی وجود دارد اطراف تهران ، همدان و شیراز وضع بهتری از میناب ندارند. هنر هم که همیشه برای مبارزه با بحران می جنگد در عالم هستی به دنبال کشف حقیقت است. اگر در گذشته بحران فقر و بیکاری سوژه ی اصلی بسیاری از داستان های رئالیستی بود امروزه بحران آب می تواند سوژه ی اصلی بسیاری از داستان های مدرن شود که مثل آثار گورکی یا قمارباز داستایوسکی و عروسک فروشیِ صادق چوبک به شهرت برسند.
آقای میرابی از اینکه فرصت خودتان را در اختیار ما قرار دادید سپاسگزارم در پایان اگر حرفی مانده بفرمایید.
من هم از شما تشکر می کنم و امیدوارم هر چه زودتر بحران بی آبی کشور حل شود.

 

مصاحبه: ناهید یوسفی خبرنگار هفته نامه صبح مکران در بندرعباس

 

انتهای پیام/ی

كلمات كليدي: ,

اخبار مرتبط





ارسال نظر براي اين مطلب مسدود شده است.

Go to TOP