تاریخ انتشار:۱۷ مرداد ۱۳۹۳در ۰:۰۰ ق٫ظ کد خبر:1283

روابط ۵۰ ساله همچنان گرم و صمیمانه است

روابط 50 ساله همچنان گرم و صمیمانه است "خبر بد ناطق برای بدخواهان هاشمی" بنده فارغ از رفاقت بیش از نیم قرنی که با ایشان دارم همواره ایشان را به خاطر دلبستگیش ان به مبانی اصولی انقلاب؛تعهدشان به رهبری نظام آن هم در سخت ترین شرایط و ...

روابط ۵۰ ساله همچنان گرم و صمیمانه است

“خبر بد ناطق برای بدخواهان هاشمی”

بنده فارغ از رفاقت بیش از نیم قرنی که با ایشان دارم همواره ایشان را به خاطر دلبستگیش ان به مبانی اصولی انقلاب؛تعهدشان به رهبری نظام آن هم در سخت ترین شرایط و پایبندی شان به مصالح ملی؛ واقعا تحسین کرده ام. روابط ما هم اگر چه خبر خوبی برای افراد بد دل نیست؛ روابط گرم و صمیمانه ای است.

hashemirafsanjani.ir   – حجت الاسلام والمسلمین علی اکبر ناطق نوری درباره استفاده تحریف شده از خاطراتش برای تخریب آیت الله هاشمی گفت: در روایت دارد  پیامبر می فرماید: می خواهید بدترین شما را بگویم چه کسی است؟ فرمود: کسی که مشی و رویه او تمامی و تفرقه انداختن بین انسانها است. حالا شما حساب کنید در ماه رمضانی که می گویند دست و پای شیطان بسته است، ببینید که اینها دیگر چه شیطانهایی هستند!.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی، گزیده مصاحبه عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با خبرآنلاین در پی می آید:

 اخیرا بحث هایی در رسانه ها درباره اختلاف شما و آقای هاشمی مطرح شد. اما سابقه شما نشان می دهد علی رغم اختلاف سلیقه های شما و آقای هاشمی، رابطه شما قاب تعریف شده ای داشته است. چارچوب این رابطه  چیست؟

– رابطه بنده با آقای هاشمی یک رابطه قدیمی است و سابقه دوستی ما هم مربوط به سال ۴۲ و شروع مبارزه در قم هست و من از آنجایی که آقای هاشمی را از پیشکسوتان انقلاب و مبارزه می دانم، به همین مناسبت احترام ویژه ای هم برای ایشان قائل هستم. نقش سرنوشت ساز آقای هاشمی رفسنجانی با آن قابلیت های فردی منحصر به فرد؛ در مبارزات قبل از انقلاب و پس از آن در اداره جنگ و دوران سازندگی و سایر مقاطع انقلاب؛ اگر نگوییم بی نظیر باید گفت کم نظیر هست.بنده فارغ از رفاقت بیش از نیم قرنی که با ایشان دارم همواره ایشان را به خاطر دلبستگیش ان به مبانی اصولی انقلاب؛تعهدشان به رهبری نظام آن هم در سخت ترین شرایط و پایبندی شان به مصالح ملی؛ واقعا تحسین کرده ام. روابط ما هم اگر چه خبر خوبی برای افراد بد دل نیست؛ روابط گرم و صمیمانه ای است.

در رابطه با این بحث اخیر و آن بخش از خاطرات جنابعالی که بحث برانگیز شد نکته ای دارید؟

بله، عرض می کنم به نظر می رسد که تندروهای سیاسی از هر دو جریان؛ ظاهرا به یک نقطه مشترک رسیده اند و آن هم ایجاد شکاف دربین نیروهای قدیمی انقلاب! از یک طرف برای ایجاد حساسیت می گویند که اینها(آقای هاشمی، بنده و آقای خاتمی) نشسته اند برنامه ریزی برای مجلس آینده کرده اند و چه و چه!که حرف بی ربط و خلاف واقعی است.

از طرف دیگر عده ای از همان قماش و با نیت ناپاک؛ با همان هدف، دست به خبر سازی هدفمند می زنند و مثلا با تحریف متن کتاب خاطرات بنده سعی کرده اند یک موضوعی را وارونه القا کنند  تا فرصتی برای تفرقه بین امثال ما به وجود آورند.

در روایت دارد  پیامبر می فرماید: می خواهید بدترین شما را بگویم چه کسی است؟ فرمود: کسی که مشی و رویه او تمامی و تفرقه انداختن بین انسانها است. حالا شما حساب کنید در ماه رمضانی که می گویند دست و پای شیطان بسته است، ببینید که اینها دیگر چه شیطانهایی هستند! آمده اند با نیت تفتین؛ خاطره ای از من که اسمی از آقای هاشمی هم آنجا هست را تحریف کرده اند و خب شما می دانید که قرآن را هم اگر قرار باشد از آن سوء استفاده بکنیم می شود تحریف کرد. مثلا قرآن می گوید یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَهَ وَأَنتُمْ سُکَارَى. کسی که می خواهد سوء استفاده کند می گوید خدا خودش در قرآن می گوید(لاتقربوا الصلاه) یعنی نمی خواهد نماز بخوانید! بعد (انتم سکرا) را بیان نمی کند.

خاطرات بنده هم که اخیرا دیدم بخش های از آن در فضای مجازی با اهدافی باز نشر داده شد، باید بگویم کتاب خاطرات بنده را اگر کسی می خواهد بخواند، باید حداقل یک فراز آن را بخواند تا متوجه مطلب گوینده بشود! موضوع از این قرار هست که در ماجرای استیضاح بنده وقتی که وزیر کشور بودم(سال۶۲) یک سوال راجع به زمین و واگذاری زمین به مردم و افراد محروم مطرح شده بود. آقای مهندس گنابادی آن زمان وزیر وقت مسکن بود، به او گفته بودند این وزیر کشور زمین تقسیم می کند. او هم مدام به ما نامه می نوشت. من هم به مرحوم مهندس کازرونی که معاون عمرانی من بود، کار را ارجاع دادم که ببیند ماجرا چیست که معلوم شدحاکم شرعی مستقر در شهر داری تهران( آن وقت شهرداری زیر مجموعه وزارت کشور بود)؛ زمین های بی صاحب را براساس تشخیص خودش به فقرا، مستضعفین و حتی پاسدار های که بی خانه بودند واگذار می کرد.

جمعی از نماینده ها برای ایشان نامه می نوشتند و توصیه می کردند که فلان کس را می شناسیم وضعیتش را بررسی کردیم و می دانیم که فقیر و مستحق است که یک تکه زمین به او داده شود. از جمله این توصیه ها برای افراد بی بضاعت؛ یک توصیه ای است که آقای هاشمی انجام داد بود و کسی را معرفی کرده و گفته بود: آقای حاکم شرع! اگر زمینی در اختیار نیازمندان قرار می دهید، این فرد هم بیچاره است و مستحق دریافت. خود من هم از این توصیه ها داشتیم مثلا آقای طباطبایی(حاکم شرع) یک لیستی را خطاب به من فرستاده و نوشته بود:«این آدم ها می گویند مستحق هستند و زمین می خواهند. می گویند شما اینها را می شناسید؟» من در جواب نوشتم:« این افراد فقیر هستند و فقر آنها برای بنده مورد تائید است.»

اصل ماجرای زمین در استیضاح این بود و خب این بهانه ای شده بود برای استیضاح کنندگان که در کنار سایر موارد مطرح کنند. منتها در کتاب خاطرات بنده عبارتی نارسایی وجود دارد با این مضمون که «آقایان زمین گرفتند از جمله آقای هاشمی» خب ملاحظه می کنید که اصل ماجرا چه بوده و این افراد بد دل چگونه عنوان کرده اند و گرنه ایشان همانطور که رهبری در خطبه های ۲۹ تیر ماه ۸۸ گفتند؛ آقای هاشمی وسیعی از سرمایه های شخصی خودش را برای انقلاب گذاشت و اصلا چه نیازی داشت به یک قطعه زمین مثلا در باغ فیض که آن وقت ها هم بیابانی بیش نبود نه مثل حالا.

صحیح است که آقای هاشمی در حین دفایات شما در استیضاح، شما را بر حذر داشتند که اسامی نماینده ها را اعلام کنید؟

این درست نیست! شیطنت این است که گفتند آقای هاشمی از من خواسته بودند که این لیست را نخوانم. در صورتی که ماجرا این طور نبود. من در آن جلسه استیضاح خطاب به نماینده ها گفتم که عده ای از شما هم کسانی را معرفی کرده اید، می خواهید اسامی این عده را برای شما بخوانم؟

برخی گفتند بخوانید، برخی گفتند نخوانید. فضا متشنج شد  بالاخره عده ای گفتند اسامی را بخوان ببینیم چه کسی هستند؟من هم اسم یک بنده خدایی که اتفاقا از امضا کنندگان استیضاح هم بود را خواندم. اسم این فرد را که خواندم سر و صدا بلند شد که آقا! نخوان. مجلس متشنج شد. آقای هاشمی به من گفت: آقا ! خوب اگر نمایندگان می گویند نخوانید، خب نخوانید. در نهایت آقای هاشمی گفتند: «در اختیار خود آقای وزیر است که اگر مایل هست اسامی را بخواند و اگر هم مایل نیست نخواند.» بنده هم ترجیح دادم فضا متشنج تر نشود و بالاخره نخواندم.ضمن اینکه ایشان در آن استیضاح دفاع مفصلی از بنده داشت و لطف شایانی به من کرد که بنده هنوز هم از ایشان به خاطر آن محبت سپاسگزارم.

اخبار مرتبط





ارسال نظر براي اين مطلب مسدود شده است.

Go to TOP