تاریخ انتشار:۱۸ مهر ۱۳۹۴در ۸:۲۵ ب٫ظ کد خبر:7641

تراژدی غمناک جاز ،نگین زیبای کویر .

تراژدی غمناک جاز ،نگین زیبای کویر . مکران :شاید دوستان عزیز با شنیدن نام "جاز" کویر لم یزرع و برهوتی به ذهنشان برسد که پای هر انسانی بدانجا برسد برگشتی در کار نیست ... اما جاز موریان ستاره ای بود که در افق رودبار زمین بزرگ ...

تراژدی غمناک جاز ،نگین زیبای کویر .
مکران :شاید دوستان عزیز با شنیدن نام “جاز” کویر لم یزرع و برهوتی به ذهنشان برسد که پای هر انسانی بدانجا برسد برگشتی در کار نیست … اما جاز موریان ستاره ای بود که در افق رودبار زمین بزرگ می درخشید … جاز از سه بخش مجزا تشکیل شده بود اول حاشیه هلیل که محل زندگی وآبشخور دامداران و اراضی حاصلخیز اطراف هم مزرعه های وسیع گندم بود … بخش دوم دلتای هلیل جایی که آب به دریاچه می ریخت تشکیل شده بود که منجر به رشد و تکثیر هزاران هکتار جنگل های سرسبز کل و برم شده بود . که مآمن انواع پرندگان و چرندگان بود …. حتی بومیان جرات رفتن به اعماق این جنگل را نداشتند … و این جنگل همچون آمازون ناشناخته باقی ماند تا اینکه تراژدی غمناک سد سازی اتفاق افتاد و آرزوی میزبانی طبیعت گردان بر پهنه ی سبزش را با همه رمز ورازش به گور برد … بخش سوم دریاچه جاز بود که زمستان ، تابستان از وفور آب هلیل رود و بمپور پر آب بود و در گرمای پنجاه درجه نسیم خنکای این دریاچه مردم چاه دادخدا و دلگان و زهکلوت و توابع این بخش ها را نوازش می نمود و مانع ایجاد توده ها ی گرم و بالتبع آن گرد و خاک و خشکی هوا و جبران رطوبت برای بارش های فصلی می شد … برای من که تا سن ده سالگی در این بهشت زیسته ام و اکنون آن روزهای فراموش نشدنی همچون فیلمی نوستالژی و غیر قابل وصف در ذهنم مرور می شود از بیان توصیف و تجمیع آن همه نعمت خدادادی عاجزم … نمیدانم از کشاورزی و برکت زمین های حاصلخیز حاشیه هلیل بگویم که هر من گندم صد من محصول می داد و معاش میناب تا نیک شهر ، دلگان ، مارز و بشاگرد را تامین می کرد . یا از طبیعت پرطراوت سرسبز بکر و زیبا با انواع گونه های نادر گیاهی جانوری و حتی گور خر وحشی ، آهو ،چکر ( با قرقره ) پور ،کمنزیل ، گرگ ،کفتار و … و مانده ام سحرگاهان این بوم را چطور توضیح دهم موقعی که از شمال و جنوب و شرق غبار گله های چند هزار راسی گاو ورمه های بیشمار وبگ های شتر به طرف آبادی سرازیر بودند و طنین صدای بره ، گوساله و، بزغاله و هاشی با مادرانشان در هم می آمیخت و سایه مرغان دریایی و چکرهای وحشی با صدای نازشان همزمان با غرش هلیل تلفیق می شد و این سمفونی زیبای خدادادی پروانه ها را به رقص وا میداشت .

از نظر اقلیم و سرسبزی وجود مراتع بی شمار ،دامداری در کنار کشاورزی از رونق بی شماری برخوردار بود پشم ، روغن ، گوشت بره هایش و شتر های جمازه اش شهرت بی نظیر داشت .
در دهه پنجاه فردی بنام خرم از خاندان دربار وقت با دستگاه ها و امکانات مکانیزه برای تصرف و تملک این خطه زرخیر می آید . با مقاومت بومیان و ریش سفیدان مواجه می گردد . اما ایشان با رشوه دادن و تعیین مقرری به خوانین رودبار ودلگان کار خود را به پیش می برد . سپس عشایر با پشتیبانی عیسی خان مبارکی خود را به وزیر دربار رسانیده و اراضی شان را از چنگ رجبعلی خرم در می آورند . این شخص تا اواخر رژیم شاه در منطقه فعالیت داشت با وقوع انقلاب اسلامی در تهران دستگیر واعدام شد و تمام دستگاه ها ، ادوات نهر ها و زمین هایش به نفع جهاد مصادره و درحین انقلاب به مستضعفین آن روز واگذار شد.اما مقاومت و نفوذ این شخص به خاطر منافعش مانع سد سازی بر روی هلیل و آب گیری سد بود .با کمال تاسف دهه شصت با آب گیری سد جیرفت پایانی بود بر تمامی این زیبایی ها وفرو ریختن تمدنی همزاد هلیل بومیان به زهکلوت ، چاه دادخدا ،دلگان ، ایرانشهر و حتی بندر ومیناب سرازیر شدند “جاز” با همه طراوتش خشکید. دریاچه و تالاب چند هزار هکتاری که همچون الماسی بین ریگ زارهای سولان ، جلگه ، پنگ ، چاه کیچی ، دلگان محصور بود.جاز با سواحل خاطره انگیزش برای همیشه خاموش شد .
جاز با همه عظمت و شکوهش در سکوت کامل رسانه ای خشکید در آخرین ضربه، پیکر نیمه جان حیات وحش و تمدن شکوهمندش سیلی بود که به علت عدم کنترل مدیریت آب نیمه شبی پنجره های اتومات باز شدند و ۳۰ کیلومتر دو طرف رودخانه هر پرنده و چرنده ای را سیل با خود به اعماق زمین برد .
بختیار دادخدایی

اخبار مرتبط





ارسال نظر براي اين مطلب مسدود شده است.

Go to TOP
logo-samandehi