امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
هاست
Sunday, 24 March , 2019
امروز : یکشنبه, 4 فروردین , 1398 - 18 رجب 1440
هاست
شناسه خبر : 9898
  پرینتخانه » فرهنگی, مصاحبه تاریخ انتشار : ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵ - ۲۲:۰۹ | 493 بازدید | ارسال توسط :

مصاحبه با خانم امیری کارشناس هنری و تربیتی مرکز توانبخشی معلولین و کم توان های ذهنی در هرمزگان+تصویر

هر از گاهی پیش می آید که از بین این همه مخلوق خدا یکی با دیگران متفاوت باشد متفاوت از هر لحاظ در این بین افرادی هستند که از نعمت سلامتی برخوردار نیستند و نه سلامتی جسم بلکه سلامتی ذهن و این امر موجب میشود تعدادی به فکر فرو روند که چرا چنین است و […]

مصاحبه با خانم امیری کارشناس هنری و تربیتی مرکز توانبخشی معلولین و کم توان های ذهنی در هرمزگان+تصویر

هر از گاهی پیش می آید که از بین این همه مخلوق خدا یکی با دیگران متفاوت باشد متفاوت از هر لحاظ در این بین افرادی هستند که از نعمت سلامتی برخوردار نیستند و نه سلامتی جسم بلکه سلامتی ذهن و این امر موجب میشود تعدادی به فکر فرو روند که چرا چنین است و برای حمایت از آنها بکوشند به همین خاطر ما به این فکر افتادیم تا با فردی از این دسته افراد سخن بگوییم تا بیشتر با ذهنیات این افراد مهربان آشنا شویم و ترتیب یک مصاحبه را با خانم امیری دادیم.که در ادامه خود خواهید خواند و خواهید دید که کمک کردن همت می خواهد و بس.در رابطه با معلولان ذهنی و حرکتی باید گفت هرچند خداوند این افراد رو متفاوت خلق کرده اما این تلنگری است به ما که ببینیم و بیاندیشیم.امیدواریم هر کسی که این مطلب رو میخونه بتونه در حد توان چه از لحاظ مالی و چه از لحاظ معنوی از این قشر جامعه حمایت کنه.و ما نیز به نمایندگی از تمام رسانه هایی که درحال فعالیت هستند از شما عزیزان دعوت میکنیم به یاری این عزیزان هم بشتابید.

۱-یک معرفی اجمالی از خودتون داشته باشید تا مخاطبان ما بیشتر با شما آشنا شوند؟

من سحر امیری متولد ۲۱مرداد۱۳۷۲ هستم اهل هرمزگان(بندرعباس) و کارشناس هنری و تربیتی مرکز توانبخشی معلولین ذهنی.

۲- چطور شد این شغل رو انتخاب کردید؟

برادر خودم یه فرد کاملا عادی و سالم بود و متاسفانه در سن ۹ سالگی دچار ضربه ی مغزی و معلولیت ذهنی شد، و از آن روز به بعد من هم با برادرم و وضعش روبرو بودم و از طرفی با ارزوهایی که در ذهنم داشتم برای باهم بزرگ شدنمون و اینکه دیگه نمیتونست این ارزوها به واقعیت منجر بشه مواجه بودم

تا اینکه ب سنی رسیدم که احساس کردم اگر بین این بچه ها باشم قلبم اروم میشه و اینکه اینجور بچه ها هم انسان هستند احساس دارن ناراحت میشن و خوشحال میشن

و من میتونم زمینه ای رو فراهم کنم که اونا رو شاد کنم و بخش قشنگی رو از زندگیشون رو من بسازم.

۳- گفتید کارشناس هنری هستید؟رابطه پرستاری و هنر درموردش میشه بیشتر توضیح بدید؟و اینکه یک مهندس کشاورزی چطو با این کار میتونه کنار بیاد بطور کلی ذهنیت شما چی هست از این شغل؟

بله،درسته.

من روحیه ای کاملا هنری دارم و تمام استعدادای هنری من خدادادی هستش و هیچکدومش اکتسابی نیست..این موهبتی هست که خدای مهربونم به من عنایت کرده که هر چه شکرگزارش باشم باز هم ناچیزه

همونطور که همه اگاهن هنر تقویت کننده و ارامش بخش روحیه است

و به خودم گفتم حالا که خدا به من همچنین نعمتی عطا کرده چرا با بقیه تقسیمش نکنم

چرا ازش بعنوان شاد کردن دیگران استفاده نکنم

و آن دیگران چه کسانی بهتر از بچه هایی که دنیاشون با دنیای ما متفاوته !

و اما رشته تحصیلیم هم باز طبق میل و علاقه و اون روحیه ای که من به طبیعت دارم…ب محیط زندگی..زمین کوه دشت دریا

اگر خداوند منان منو یاری کنه در هر دو راستا اهداف بزرگی دارم

هم بچه های مرکز و هم اینده ی رشته تحصیلیم

۴- از اینکه این اتفاق برای برادرتون افتاد متاثر شدم تاحدودی میتونم درک کنم و امیدوارم خدا به شما صبر بده. چطور شد که شما با حادثه ای که برای برادرتون رخ داد و روحیات محل کار خو گرفتین؟

سپاسگذارم از هم دردی تان. شاید باورتون نشه اما من روزای اول کارم خیلی تحملم پایین بود و مدام اشک میریختم

اما وقتی با بچه ها و ابراز علاقه ها و شادیاشون مواجه شدم یه قدرت و استقامت عجیبی گرفتم

حتی لبخند کوچیکی که بچه ها رو لبشون مینشست با دیدن من..منو روز به روز قوی تر میکرد چه برسه به قهقه هاشون

و جالبه که من روز اولی که وارد این مرکز شدم تمام بچه ها منو مامان سحر صدا زدن و واقعا زبونم قاصره در وصف احساسم تو این ماجرا.

۵- این شغل چه اثری روی زندگی شخصی و زندگی اجتماعی شما داشته؟

این شغل باعث شده من دیدم نسبت به آدم های اطرافم و جایگاهشون تا حدودی عوض بشه..منظورم اینه که آدما تو هر حالتی که باشن به مهر و محبت نیاز دارن..حالا چه سالم و چه معلول مهرومحبت و درک میکنن حتی از نگاه همدیگه

وتاثیری که روی زندگی شخصیم داشته اینه که من خیلی ارامش دارم خیلی

عین یه پرنده سبک بالم که تو آسمونا پرواز میکنه

و تو روابط اجتماعیم مخصوصا بین بچه ها ناخواسته به طرفم کشیده میشن و بطور عجیبی جذبم میشن که جالبه برام که دوستام همشون بهم میگن تو ارامش مایی..من ازین خیلی خوشحالم و اینارو همش مدیون خدای مهربانم.

۶- اگه این اتفاقات تو زندگی شما دخیل نبود شما الان چه شغلی داشتید ؟واضح تر بگم تصور شغلی شما دوران کودکی چی بود؟

دوران کودکی همیشه تصورم بر این بود دکتر بشم اونهم متخصص مغز و اعصاب و برادرمو معالجه کنم و همچنین هر فردی که مثل برادرم مشکل داره رو..اما الانم از اون هدف بچگیم زیاد دور نشدم و فقط روشای معالجمون با پزشکا فرق داره.

۷- آیا این شغل رو به کسی پیشنهاد میدید.؟هرچند محدود و موقت؟چرا نه و چرا بله؟جایگاه این شغل در استان هرمزگان نسبت به این نوع مشاغل چی هست از نظر شما؟توصیه ای دارید برای کسانی که میخواهند و علاقه دارند به این نوع فعالیت؟

بله پیشنهاد دادم به دوستانم و گفتم که قبلش باید دلی دریایی داشته باشن و لیل پیشنهادمم همون آرامشیه که خدمتتوت عرض کردم.حتی پیشنهاد کردم هر از چندگاهی سری بزنن به این افراد همونطور که میدونید شغل ما جز مشاغل سخت محسوب میشه و نسبت به شغل های دیگه ظرافت بیشتری داره چون ما با روح و روان افراد سروکار داریم و کوچکترین اشتباه ما منجر به نتیجه ی عکس میشه

و توصیه ی من به افرادی که علاقه مند هستن به اینجور مشاغل اینه که با دل پیش برن …چون اگر کارشون دلی نباشه قطعا نمیتونن پیشرفتی داشته باشن بلکه اسیب هم میبینن

۸- قشنگ ترین و مهیج ترین خاطره شما در مدت فعالیت در مرکز توانبخشی چی بود؟

داشتم برا یکی از کلاسا قصه میگفتم که توانخواهاش رده سنی هفت سال به پایین بودن این بچه تا حالا حرف نمیزد اما بعد از اتمام قصه ی من گفت (خااااااله)من از شدت خوشخالی اشک تو چشمام جمع شده بود و اون لحظه احساسم وصف نشدنی بود.

۹- نوع پرسش های یک خبرنگار با نوع بینش یک پرستار تفاوت زیادی داره.حالا اگه شما خبر نگار بودید چه سوالی می پرسیدید که به نظرتون مهم و قابل تامل باشه؟

من اگر بجای شما بودم میپرسیدم نیازای مالی این بچه ها چجور تامین میشه

چون بیشتر این توانخواها دارو مصرف میکنن که متاسفانه خیلیاشون ناتوانن در تهیه دارو

و جا داره از اقای بهروز آشوری و خانم فاطمه بیت اللهی مدیران محترم مرکز تشکر کنم که در این زمینه به خانواده ها تا حد امکان کمک میکنن

و یه مشکل دیگه که وجود داره متاسفانه حقوقی که به مربیان این مرکز تعلق میگیره در برابر زحماتشون واقعا ناعادلانه است که این مشکل مربوط به اداره بهزیستی برمیگرده.

و یک نکته دیگه که برخی مردم از این بچه ها دوری میکنن که این خیلی دردآوره درصورتیکه میتونن موجبات شادیشونو فراهم کنن

۱۰- کار بالینی رو بیشتر دوست دارید یا آکادمیک؟

من کاری که بیشتر با مردم در ارتباط باشم و احساسشون کنم رو میپسندم از ثابت بودن یک جا حوصلم سر میره و علاقه ای به پشت میز نشینی ندارم!

۱۱-حرف دل افرادی مثل خانم امیری چی هست؟

حرف دل تو یک جمله خلاصه میکنم.(فقط خدا میتونه احساس منو وصف کنه)حتی خودم هم از گفتنش آجز هستم.

 

مصاحبه:محمدرضا قنبرپور

عکس:آرشیو مرکز توانبخشی مهرانه

۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲

|
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
هاست
تعداد دیدگاه : ۱۲
  1. سیاوش :
    ۲۲ اردیبهشت ۹۵

    کاش بتونیم از لحاظ مالی هم کمک کنیم.

  2. زیبا :
    ۲۲ اردیبهشت ۹۵

    چه کاردستی های خوشگلی…

  3. بی صدا :
    ۲۲ اردیبهشت ۹۵

    ممنون هستیم که برخی رسانه ها به این کودکان هم فکر میکنند.کاش به جای سیاسی کاری به فکر رفاه مردم باشیم.

    • محمد رضا قنبرپور :
      ۲۲ اردیبهشت ۹۵

      تشکر دوست عزیز لطف دارید.

  4. خدا را دوست دارم :
    ۲۲ اردیبهشت ۹۵

    هیچی به زبونم نمیاد. خدا خیرت بده

  5. صراط :
    ۲۲ اردیبهشت ۹۵

    روایتی دردناک که شیرین بیان شده.جالب و خواندنی ولی غم انگیز….

  6. ناشناس :
    ۲۲ اردیبهشت ۹۵

    بهزیستی هم دستش خالیه. ولی باز هم میتونه بیشتر از اینا کمک کنه.

  7. سراج :
    ۲۲ اردیبهشت ۹۵

    کربون دادا گلوم بشوم ک ایطو دل دریایی اشهستن

  8. نیایش :
    ۲۲ اردیبهشت ۹۵

    کاش میشد دیگه از این چیزا نبینیم. و همش شادی باشه/

  9. زهرا :
    ۲۲ اردیبهشت ۹۵

    دادا خیلی دوست ام هستن. داغت نگینم ….خیلی عزیزی

  10. صابر :
    ۲۲ اردیبهشت ۹۵

    متاسفم برای اتفاقی برای برادر خانم امیری افتاده امیدوارم خدا به ایشون وا خانواده شون صبر بده

  11. سمیرا :
    ۲۲ اردیبهشت ۹۵

    کاش همه مثل خانم امیری فکر میکردن…

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.