تاریخ انتشار:۱۶ تیر ۱۳۹۶در ۱۱:۱۶ ب٫ظ کد خبر:15249

گفتگویی خودمانی با بانو روشندل دکتر سیما رئیسی

گفتگویی خودمانی با بانو روشندل دکتر سیما رئیسی به گزارش مکران : ۱- از تحصیلات ابتدایتان شروع می کنم. از کجا ( مکان و نام دبستان یا هرچیزدیگر) وارد فضای کتاب و علم شدهاید؟ سیما رئیسی متولد چابهار، اصالتا اهل نیکشهر. سه سال ابتدائی در مدرسه استثنائی بوده ...

گفتگویی خودمانی با بانو روشندل دکتر سیما رئیسی
به گزارش مکران :
۱- از تحصیلات ابتدایتان شروع می کنم. از کجا ( مکان و نام دبستان یا هرچیزدیگر) وارد فضای کتاب و علم شدهاید؟
سیما رئیسی متولد چابهار، اصالتا اهل نیکشهر. سه سال ابتدائی در مدرسه استثنائی بوده ام، آن هم بدین دلیل که معلمان بنده اظهار داشتند که کند ذهن هستم اما خوشبختانه خانواده مخصوصا پدربنده با راهنمائی معلمان توانستند بنده را در مسیر مدرسه بیاورند و به گونه ای که تا کلاس سوم شاگرد اول بوده ام و از آن پس به صورت عادی در مدارس مختلف بدون هیچ گونه مشکلی ادامه تحصیل دادم. به صورت مادرزادی از زمان تولد با مشکل بینایی وآب سیاه مواجه بوده ام اما از نظر دید هیچ مشکلی نداشته ام تا زمان هجده سالگی که آن هم به دلیل اتفاقاتی بوده است.
۲- از مشکلات و شرایط خاصی که برای تحصیل داشتهاید بگوید؟ سهم خانوداه و نهادهای آموزشی در کمک به شما چقدر بوده است؟
بعد از دبیرستان که مشکلات بینایی برایم پیش آمد دچار تحقیراتی از طرف خانواده واطرافیان بوده ام و کنار آمده ام که البته خانواده همکاری لازم را داشته اند که مشکلی آنچنانی نبوده است. سه سال اول ابتدائی را در مدرسه استثنائی بودم و در سال چهارم مشکلاتی در پذیرش بنده پیش آمد که به کمک یکی ازمعلمان بنده بنام آقای هوشنگ آبیار که بنده قدردان ایشان هستم، توانستم در مدارس عادی پذیرش شوم. تا کنکور هم خوشبختانه مشکلی نداشته ام فقط دوره درمان و تضعیف چشمی توانسته است بر روحیه بنده تاثیرگذار باشد، اما باز هم مشکل چندانی نبوده است. بعد از کنکور بر اثر بالا رفتن فشار چشم در یک شب به گونه ای ناگهانی که بعد از سه شک اتفاق افتاد، موجب کم شدن دید چشمانم شد. قبول نشدن در کنکور سال اول و فشار عصبی وارده موجب بالا رفتن فشار چشمی و تخریب عصب های چشمم گردید. بعد از آنکه دانشگاه قبول شدم با اصرار خود بنده بعد از یک ترم مرخصی خانواده نیز با رفتن دانشگاه بنده موافقت نمودند. خوشبختانه در آنجا توانستم خود را بازسازی نمایم و موفق شدم. زمان دانشگاه هم مشکلات خاص خودم را داشتم از جمله درسی، ضبط صدا و … . یک و نیم سال بعد از اتمام لیسانس، فوق لیسانس را در زاهدان خواندم و دوره دکتری را در همان سال و متصل بعد از اتمام دوره فوق لیسانس، یعنی آذرماه دفاع پایان نامه و بهمن ماه پذیرش و شروع دوره دکتری در دانشگاه تهران مرکز بود. حمایت گر بنده خانواده ام بخصوص پدرم که همواره در کنار من بوده است و در تمام مسیر مرا کمک نموده است.
۳- وقتی اسم خانم دکتر سیما رئیسی کنار این جمله « زن موفق کمبینای بلوچ» قرار می گیرد؟ چه حسی به شما دست میدهد و آیا ازاین فرمول راضی هستید؟
اینکه الآن به عنوان خانم دکتر معرفی شدم: اوایل واقعا برایم سخت بوده، اما بعد از هجده سالگی که این اتفاق برایم افتاد واقعا برای بنده، پیشرفت ده برابری در زندگی ام را در پی داشته و احساس می کنم با همنوع خودم که مشکل جسمی دارد توجه بیشری داشته باشم و با نشان دادن توانایی هایم و با تلاش و شکل گیری شخصیت خودم می خواهم آن چیزی که در ذهن مردم نسبت به یک نابینا و یا معلول ذهنی شکل گرفته است را از بین ببرم. تا حدودی توانستم شخصیت خودم را تثبیت کنم. هم‌اکنون در پی آنم تا از نظر علمی بیشتر رشد کنم و حس خوبی دارم نسبت به اینکه شاید به عنوان پیشقراولان، در مسیری قرار گرفته ام تا بتوانم جایگاه دختر بلوچ را قدرتمندتر از آن چیزی که دیدگاه خارج از استان و خیلی از مردم بلوچ است، بالاتر ببرم.
۴- با نگاه و تعصبات خاصی که به دختران در جامعه بلوچ است، چگونه برخورد کردید؟ و این میزان حساسیت نسبت به شماها در جامعه رو چگونه ارزیابی می کنید؟
واقعا با تاسف کامل زندگی کرده ام و کاملا درک می کنم، زمانی که می خواستم برای شروع دانشگاه به زاهدان بروم همه اعضای خانواده، فامیل های پدری و مادری همه مخالف بودند و تحت فشار کامل قرار داشتم. تنها پدر بنده حالت ممتنع بودند و گذاشتند که خودم تصمیم بگیرم. من با کمک یکی از دوستان پدر به نام آقای علیرضا دادگر و خانواده ایشان توانستم این مسیر را طی کنم و خودم را ثابت کنم. متاسفانه تا همین الان هم با تعصبات دست و پنجه نرم می کنم. مسیر دیگری هم با کمک پدر که در جلسات مردانه در کنار ایشان در حد توان قرار می گیرم و الان هم با تعصب آنان (مردان) شاید هم برادرانم قرار گرفته ام ولی کم کم در حال پذیرش است و حتی با کمبودهای من، محیط من پذیرش می شود که فعلا برای من زیاد سخت نیست.
۵- چرا علوم سیاسی؟ از دوره دکتری در دانشگاه تهران مرکز و نحوه برخورد افراد با شما، در اینجا و محل تولّدتان، ارزیابیتان چیست؟ به عنوان یک دختر بلوچ پاسخ دهید.
علاقه وافری به سیاست و علوم سیاسی از دوران بچگی داشته ام. با وجود مخالفت خانواده که مسرّ بر ادامه تحصیل بنده در رشته حقوق بودند، علاقه خودم را ارجح دانسته و در این زمینه گام برداشتم و در ادامه بنا به علاقه گرایش جامعه شناسی سیاسی در رشته علوم سیاسی را انتخاب کردم. از مسیری که طی نموده ام بسیار راضی می باشم.

۶- نوشتهای در مورد جایگاه زن در فرهنگ عامه بلوچ به رشته تحریر در آوردهاید. برایمان از این جایگاه بگویید؟
مطلبی که نوشته ام با تاسی از فرهنگ درخت خرما بوده که مربوط به مناطق مکران مرکزی و قسمت هایی از بلوچستان جنوبی است. در این مناطق که مراحل مختلف درخت خرما نیازمند مشارکت زن و مرد بوده و سهم مشارکت یکسان بوده است. ساختار خانوادگی هم به گونه ای شکل گرفته که زن به دلیل عدم احساس حقارت، عزت نفس لازم برای رشد را داشته که در مناطق دیگر بلوچستان این امر بدین شکل دیده نمی شود. همان چیزی است که به بنده اعتماد به نفس می دهد و یکی از عوامل رشد بنده، می تواند فرهنگ بلوچی ام باشد.
در مجموع با توجه به فرهنگ غنی بلوچ در تقسیم کار اجتماعی، زن بلوچ جایگاه خاص و انکار ناپذیری دارد. اما بعد از انقلاب به دلیل پر رنگ تر شدن مذهب و تاثیرات آن بر فرهنگ نقش زن در جامعه تغییر شکل داده است. جایگاه زن در خانواده بلوچ در هر نقشی که باشد (مادر، خواهر و دختر) بسیار بلند مرتبه است. همواره در گرایش های مختلف فعالیت های زنان، در جامعه بوده و هستم و در این زمینه مطالبی در عناوین مختلف از جمله نقش زنان در مقابله با بیگانگان ، در فرهنگ صلح جویی، در زمینه طب سنتی و … نوشته ام که بعضاً به عنوان مقالات در همایش های مختلف ارائه شده اند.

۷- مطلبی از شما تحت عنوان روشنفکر منتشر گردیده، همچنین مطلبی دیگر در مورد زن امروزی. به نظرتان روشنفکر زن کیست؟
روشنفکر مطلبی بود که در جواب یک سوال، از کتاب دکتر بشریه استخراج کردم. زن امروزی هم مطلبی از دوستم، خانم مهناز رئیسی بود که در کانالم انتشار دادم.
زن روشنفکر زنی است که به دنبال تغییرات مثبت در جامعه بوده و انقلابی در زمینه اصلاحات تدریجی خود ایجاد نماید.
۸- نظرتان در مورد تحصیل کردگان بلوچی که علاوه بر رشته تحصیلی شان، سعی در مطالعه و تحقیق در مسائل فرهنگی بلوچستان دارند، چیست؟
افراد تحصیلکرده که تاریخ و فرهنگ بلوچستان را مورد کند و کاو قرار می دهند، در مورد نقاط ضعف، مشکلات و عقب ماندگی های بلوچستان صد البته قدرت تحلیل و نگرش مثبت تری خواهند داشت. و با دیدی متفاوت و دوری از ساده انگاری مسائل را بررسی می کنند. چه بسا نسبت به فرهنگ خود و فرهنگ جهانی آشنایی بیشتری دارند، لذا می توانند راهکارهای بهتر و کارآمدتری در رابطه با جامعه خود ارائه دهند.
۹- میخواهم برایمان از تفاوت دیدن چشم و دل بگویید؟ آیا شما ناگاه دید بقیه افراد به خودتون را حس می کنید؟
با توجه به مشکلی که در دید دارم غالباً دیدگاه افراد را با توجه به لحن و نوع جملات میتوانم تشخیص بدهم و حتی محیط، شرایط و مسیر را به صورت حسی و شنوایی تشخیص دهم.
۱۰- تصورتان از خودتان چیست؟
خود را شخصیتی سیاستمدار متصور میشوم که در زمینه سیاسی میتوانم ذی نفوذ باشم.

۱۱- در مورد کلمات زیر، یه عبارت کوتاه هر چیزی که به ذهنتان میاد بگوید.
خدا: هست.
پدر و مادر: نعمت، برکت، رحمت و همه چیز.
دختر بلوچ: تلاشگر، نگاه مبهم.
سیما رئیسی: شاید یکی از کسانی که بتواند دست امثال خود را بگیرد تا موفق شوند.
عصای سفید: من تازه یکسال است استفاده میکنم و واقعا برای راه رفتن نیاز یک نابینا است.
کتاب: لذت بخش.
دانشگاه: محل رشد و تقویت روح و روان.

۱۲- هدفتان چیست و می‌خواهید به کجا برسید؟
من میخواهم در ارگانهای جهانی مثل سازمان ملل یا حقوق بشر فعالیت کنم و در سطح جهانی برای همه¬ی افرادی که نیاز دارند علی الخصوص امثال خودم حامی و کمک رسان باشم و تحولی در زندگی شان ایجاد کنم. حتی برای یک نفر هم بتوانم در زندگی اش تاثیرگذار باشم، همانند افراد زیادی که در زندگی من تاثیر داشته اند.
۱۳- سخن آخرتان با خوانندگان بانوک…
به افرادی مثل من که با اشخاص عادی مقداری متفاوت باشند به دیده¬ی ترحم یا سربار و مشکل ساز جامعه نگاه نکنند و همه را از دید انسان بودن بنگریم. چه بسا بسیاری از این افراد بتوانند اشخاصی به معنی واقعی کلمه استثنایی باشند.
تهیه گزارش خانم نارویی زاهدان

انتشار با ذکر منبع بلامانع است

اخبار مرتبط





ارسال نظر براي اين مطلب مسدود شده است.

Go to TOP
logo-samandehi