کد خبر : 36948
دیدگاه‌ها برای اموری که مانع از زناشویی است بسته هستند
تاریخ انتشار : دوشنبه 5 شهریور 1403 - 20:27

اموری که مانع از زناشویی است

اموری که مانع از زناشویی است

‏ ‏ ‏‏اموری که مانع از زناشویی است ‏ ‏‏ اول:نسب ‏‏ ‏ ‏‏بدان که به خاطر نسبت هفت طایفه از زنان بر هفت طایفه از مردان حرام است: ‏ ‏‏اول: مادر و مادر مادر و مادر پدر؛هر چه بالا رود. دوم: دختر و نوۀ دختری؛چه از ‏‎ ‎‏پسر باشد و چه از دختر گرچه با واسطۀ زیاد باشد. سوم: خواهر؛چه

‏ ‏

اموری که مانع از زناشویی است 

اول:نسب

‏ ‏

‏بدان که به خاطر نسبت هفت طایفه از زنان بر هفت طایفه از مردان حرام است: ‏

‏اول: مادر و مادر مادر و مادر پدر؛هر چه بالا رود. دوم: دختر و نوۀ دختری؛چه از ‏‎ ‎‏پسر باشد و چه از دختر گرچه با واسطۀ زیاد باشد. سوم: خواهر؛چه پدر و مادری ‏‎ ‎‏باشد و چه پدری تنها یا مادری تنها. چهارم: دختر برادر؛چه برادر پدر مادری باشد ‏‎ ‎‏چه غیر آن. پنجم: دختر خواهر؛چه خواهر پدر و مادری باشد و چه غیر آن. ششم: ‏

‏عمه؛چه پدر و مادری باشد و چه غیر آن. هفتم: خاله؛چه پدر و مادری باشد و چه ‏‎ ‎‏غیر آن.‏

‏         مسأله ۱- نسب گاهی شرعی است و آن،آن است که حاصل می‌شود به وطی ‏‎ ‎‏حلال،چنانچه زنی را عقد کند و یا صیغه نماید و گاهی عرفی است چنانچه از روی زنا ‏‎ ‎‏اولاد پیدا شود،که در این صورت اگرچه ارث بردن از همدیگر صحیح نیست ولی ‏‎ ‎‏ازدواج باز حرام است.‏

‏         مسأله ۲- چنانچه اشتباه شد در نزدیکی با زن نامحرم و خیال کرد که او زوجۀ خود ‏‎ ‎‏اوست پس در این صورت،هم ارث بردن از همدیگر ثابت است و هم حرام بودن ‏‎ ‎‏ازدواج با دختری که از او پیدا کند.‏

‏ ‏

‏ ‏

دوم:رضاع

‏بدان که به واسطۀ شیر خوردن از زن طوایفی نیز بر مرد و زن حرام می‌شوند و ‏‎ ‎‏محقق شدن رضاع متوقف است بر امور و شرایطی:‏

‏         اول: پیدا شدن شیر در پستان زن از راه حلال و وطی جایز و اگر چنانچه رحم ‏‎ ‎‏جذب کرد منی را از خارج باز شرط حاصل است،چنانچه اگر وطی از روی اشتباه ‏‎ ‎‏شده باشد،شرط حاصل است.‏

‏دوم: بچه شیر را بیاشامد به مکیدن از پستان زن.‏

‏سوم: زنی که بچه را شیر می‌دهد زنده باشد در مدتی که معتبر است شیر دادن.‏

‏چهارم: بچه‌ای که شیر می‌خورد دو سال نداشته باشد.‏

‏         پنجم: یکی از این سه امر حاصل شود:یا این که گوشت و استخوانش بروید به ‏‎ ‎‏توسط شیر دادن،و یا این که یک شبانه‌روز پشت سر هم شیر بخورد بدون این که شیر ‏‎ ‎‏دیگری یا غذای دیگر فاصله شود،و یا این که پانزده مرتبه شیر بخورد به نحو کامل.و ‏‎ ‎‏بعید نیست که میزان اصلی روییدن گوشت و استخوان باشد،و برای تشخیص آن ‏‎ ‎‏یکی از آن دو امر معیّن شده باشد،لکن احتیاط واجب آن است که اگر یکی از آن دو ‏‎ ‎‏امر حاصل شد ترتیب اثر دهند گرچه گوشت روییده نشده باشد و استخوان محکم ‏‎ ‎‏نشده باشد.‏

‏         مسأله ۱- اگر چنانچه زنی که شیر می‌دهد شوهرش او را طلاق داد یا مرد،مانعی ‏‎ ‎‏ندارد و رضاع حاصل می‌شود،چنانچه اگر شوهر هم بکند اشکالی نیست.‏

‏         مسأله ۲- چنانچه رضاع حاصل شد با مراعات همۀ شرایطی که در او معتبر ‏‎ ‎‏است در این صورت پدر و مادری که صاحب شیر هستند در حکم پدر و مادر ‏‎ ‎‏نسبی او می‌باشند و همان اصناف هفتگانه که به نسبت حرام بود به رضاع حرام ‏‎ ‎‏می‌شود.‏

‏ ‏

‏ ‏

 

سوم:مصاهرت

‏ ‏

سوم:مصاهرت

‏بدان که یکی دیگر از چیزهایی که مانع می‌شود از ازدواج با زن،پیوند کردن با آن ‏‎ ‎‏زن است به این که مثلاً دختر او را بگیرد و یا نوۀ او را به عقد خود درآورد.‏

‏         مسأله ۱- زن پدر،بر پسر و نوه حرام است و زن پسر،بر پدر و جد حرام است،و ‏‎ ‎‏فرقی نیست بین این که عقدی باشد یا صیغه،و فرقی نیست بین این که دخول کرده ‏‎ ‎‏باشد یا نکرده باشد و بین این که رضاعی باشند پدر و پسر و یا نسبی باشند.‏

‏         مسأله ۲- مادرزن بر داماد حرام است و همچنین جدۀ زن و فرقی بین اقسامش ‏‎ ‎‏نیست،چنانچه در مسألۀ گذشته تفصیل داده شد،و باز فرقی نیست بین این که زن بچه ‏‎ ‎‏باشد یا بزرگ و بین این که یک ساعته باشد یا چند ساعته،و در صورتی که بچه را یک ‏‎ ‎‏ساعته مثلاً صیغه کرد به قصد محرمیت احتیاط واجب آن است که مراعات احکام او را ‏‎ ‎‏بکند به این که به مادر زن نگاه نکند و او را هم ازدواج ننماید.‏

‏         مسأله ۳- دختر زن بر انسان حرام است،اگر چنانچه به مادرش دخول شود.و ‏‎ ‎‏همچنین است نوه یا نتیجۀ آن،و اما اگر دخول نکرده ولو از عقب پس او حرام ‏‎ ‎‏نمی‌باشد،بلی مادامی که مادرش در عقد اوست نمی‌تواند او را بگیرد.‏

‏         مسأله ۴- دختر زن بر انسان حرام است ولو این که زن،این دختر را بعد از طلاق ‏‎ ‎‏گرفتن از شوهر اولش،از شوهر دومش پیدا کند،و فرقی نیست بین این که زن عقدی ‏‎ ‎‏باشد یا صیغه.‏

‏         مسأله ۵- احتیاط واجب آن است که در صورت زنا پدر زانی از ازدواج با زانیه ‏‎ ‎‏خودداری کند و همچنین خود زانی با مادر زانیه.‏

‏         مسأله ۶- جایز نیست گرفتن خواهرزاده بی‌اذن خاله‌اش و همچنین برادرزاده ‏‎ ‎‏بی‌اجازۀ عمه‌اش،بلی وقتی که خاله و عمه را طلاق بائن داد و رها کرد مانعی ندارد و ‏

‏در طلاق رجعی بعد از تمام شدن عدّه مانع ندارد،و اما خاله و عمه را می‌توان بی‌اجازۀ ‏‎ ‎‏خواهرزاده و برادرزاده گرفت.‏

‏         مسأله ۷- جایز نیست جمع کردن در ازدواج بین دو خواهر؛چه عقدی باشد و چه ‏‎ ‎‏صیغه،چه نسبی باشند و چه رضاعی،بنابراین عقد خواهر دومی باطل است؛چه ‏‎ ‎‏دخول کرده باشد و چه نکرده باشد،چه از زنا باشند و چه نباشند.‏

‏         مسأله ۸- خواهرزن را نمی‌توان گرفت حتی در وقتی که انسان زنش را طلاق ‏‎ ‎‏رجعی داده باشد،ولی بعد از گذشتن عدّه مانعی ندارد.‏

‏مسأله ۹- چنانچه زن شوهردار زناکار باشد بر شوهر خود حرام نیست.‏

‏         مسأله ۱۰- کسی که زنا کند با زن شوهردار،آن زن بر زانی حرام ابد است و فرقی ‏‎ ‎‏نیست بین این که زانی عالم باشد به این که او شوهردار است یا نباشد و فرقی بین ‏‎ ‎‏عقدی و صیغه نیست و همچنین است زنا با زنی که مطلّقۀ رجعیه است.‏

‏         مسأله ۱۱- کسی که لواط کند با پسری،مادر و جده و خواهر و دختر و نوۀ او بر آن ‏‎ ‎‏حرام ابدی خواهد بود،اما مادر و جده و خواهر و دختر و نوۀ فاعل بر مفعول حرام ‏‎ ‎‏نمی‌شود.‏

‏ ‏

زناشویی در عدّه

‏ ‏

زناشویی در عدّه

‏         مسأله ۱- جایز نیست ازدواج کردن با زنی که در عدّۀ غیر است؛چه عدّۀ رجعیه ‏‎ ‎‏باشد و چه بائنه و فرقی نیست بین آن که عدّۀ وفات باشد و یا غیر آن و چه از نکاح ‏‎ ‎‏دائم باشد؛یعنی عقدی،یا نکاح منقطع؛یعنی صیغه،یا از وطی به شبهه باشد؛یعنی از ‏‎ ‎‏روی اشتباه با زنی نزدیکی کرده باشد.‏

‏         مسأله ۲- اگر چنانچه در عدّۀ غیر،زنی را گرفت از چند صورت خارج نیست:یا ‏‎ ‎‏هر دو عالمند به این که عدّه تمام نشده است و نکاح در عدّه حرام است و یا این که ‏

صفحه ۳۶۵

‏یکی از آن دو آگاهند بر این امر،در این دو صورت زن بر مرد حرام ابدی می‌گردد و ‏‎ ‎‏فرقی نیست بین این که دخولی بشود یا نشود.و همچنین است اگر هر دو آگاه نباشند ‏‎ ‎‏به آن دو جهت که گذشت یا یکی از آن دو جهت ولی دخول شده باشد،پس در این دو ‏‎ ‎‏صورت هم زن بر مرد حرام ابدی خواهد بود.و اما در صورتی که هر دو جاهلند به آن ‏‎ ‎‏دو جهت که گذشت و یا یکی از آن دو جهت ولی دخول نشده باشد،پس عقد باطل ‏‎ ‎‏است،ولی زن بر مرد حرام ابدی نیست و می‌تواند او را بگیرد بعد از گذشتن عدّه،و در ‏‎ ‎‏جمیع صور مراد از دخول اعم است از دخول در جلو یا عقب.‏

‏         مسأله ۳- بیش از چهار زن دائمی؛یعنی عقدی نمی‌توان در یک حال داشت،بلی ‏‎ ‎‏مانعی ندارد بعد از طلاق دادن به طلاق بائن یا گذشتن عدّه در طلاق رجعی،زن ‏‎ ‎‏دیگری بگیرد.و اما صیغه مانعی ندارد زیادتر،هر عددی که باشد.‏

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.